خیلی وقته
خیلی وقته که فکر می کنم دارم چرند می نویسم!
نوشته هایی بی هدف . که نه به درد من می خوره ،نه به درد خواننده!
نوشته های سطحی و فانی!
دلم لک زده برای یه نوشته ادبی که پشتش کلی فکر باشه!!
خیلی وقته که دیگه هیچی برام مهم نیست!
نه آدم ها با تمام خصوصیاتشون!
نه دنیا!!
خیر سرم اسم خودم رو هم گذاشتم جوون!
خیلی وقته از ته دل نخندیدم یا از ته دل گریه نکردم!
حتی خیلی وقته کسی رو از ته دل دوست نداشتم یا از ته دل از کسی متنفر نبودم!
همه دوستی ها و احساساتم سطحی و زودگذر شدن!!
خیلی وقته هوا به این خوبی نشده!
دلم لک زده برا یه خیابون خلوت و دراز که توش بی هدف قدم بزنم!
دلم لک زده برا یه ناهار چرب و چیلی تو درکه و دربند و.......
بارون که می یاد بی اختیار یاد تولد می افتم!!
تولدی که یه ماه دیگه می یاد و 21 سالگی من رو با خودش می بره به زباله دان تاریخ!
و من هنوز هیچ غلطی نکردم!!
یعنی تو همچین جامعه ای نمی شد غلط خاصی کرد!
خدایا:
گوش کن!
می شنوی؟؟؟؟؟؟؟
لهم !!!له شدم!!خیلی له شدم!!
